فانتزی محرم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

بسم الله

 

سلام

در شهر که راه می روی، می توان رسیدن محرم را دید. برخی مشکی پوشیده اند و از داخل برخی ماشین ها صدای مداحی می آید. سی دی فروشی ها کنار پوسترهای تبلیغی فیلم های سینمایی و نمایش خانگی و آلبوم تازه منتشر شده ی شجریان، کاغذ آ.چهاری هم چسبانده اند که "مداحی رسید". از داخل شان هم ممکن است صدای برخی مداح های مشهور بیرون بیاید. از قول و قرارهای برخی رفقا هم می شود این را فهمید؛ که مثلا امشب ساعت 10 آماده باش که برویم مجلس فلان مداح. سر خیابان ها هم بعضا چادرهایی به پا شده و به عابرین و ماشین ها، چای تعارف می کنند. شب ها هم که هیأت ها راه می افتند در خیابان ها و سنت حسنه ی عزای امام حسین را اقامه می کنند...

این ها نشان می دهد محرم در شهر حضور دارد. اما آیا تمام قضیه همین است؟

بدون این که بخواهم ماجرا را خیلی بپیچانم، باید بگویم به نظرم، ما یک شیوه زندگی ـ با تمام آشفتگی ها و تعارض هایش ـ را گرفته ایم و مواد مختلف را درونش می ریزیم. در گذر زمان و مناسبت های مختلف تقویم شمسی و قمری و حتا میلادی ـ و حتا تر گاهی تقویم ایران باستان ـ مواد مختلفی در این ظرف ریخته می شود و ظرف ـ دوباره تأکید می کنم با همه ی آشفتگی ها و تعارض هایش ـ باقی است. گاهی نوروز می شود؛ گاهی ماه رمضان و محرم می شود؛ گاهی ولن تایم (اگر درست نوشته باشم) و کریسمس می شود و گاهی هم جشن مهرگان. محرم برای برخی از ما مدعی های مذهبی بودن، آمده و در کنار بقیه ی چیزها قرار گرفته. پس اگر عید نوروز با لباس نو و رنگ شاد سعی در انداختن فک ها داریم، محرم با تیپ مشکی جدید و به روزمان در این کار می کوشیم! اگر در فلان مناسبت ـ یا بی مناسبت ـ با رفقا برای تفریح می رویم سینما، شب های محرم برای تفریح ـ البته درکش کمی سخت تر است ـ می رویم هیأت. اگر در مهمانی ها سعی می کنیم رو به روی اقوام کم نیاوریم، این جا هم سعی می کنیم صدای طبل هیأت مان، یا کیفیت سیستم صوت مجلس مان کف هیأت کناری را ببرد! اگر باقی سال با ورود ممنوع رفتن حق مردم را زیر پا می گذاشتیم، حالا با پارک ممنوع ماشین مان در نزدیکی مجلس فلان مداح همان کار می کنیم...

مهم این است که ما محرم و امام حسین را بیاوریم در چهارچوب خودمان، یا خودمان برویم در چهارچوب امام حسین... یا لاقل تلاش کنیم برای رفتن در آن چهارچوب

پ.ن یک. این سخن بسیار حکیمانه را برخی گفته اند که مدرنیته دین را از بین نمی برد (به یک معنا البته)؛ بلکه آن را ذیل خود تعریف می کند...

پ.ن دو. هرگز از آن چه نوشتم، انتقادات روشن فکرانه به مراسم های عزاداری نیست... شاید یکی از بزرگ ترین دل خوشی ها و دل گرمی هایم این باشد که گاهی توفیق می یابم در هیأتی سینه بزنم...

یا حق

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 18:39