در باب خود شیعه پنداری

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

بسم الله

دانشکده ی ما دانشجوی اهل سنت کم ندارد. اصلاً رشته ای داریم که مختص اهل سنت است. پس طبیعی است که در وضوخانه ببینی کسی دارد به سبک اهل سنت وضو می گیرد یا در نمازخانه دوستانی را ببینی که دست بسته نماز می خوانند.
گرچه تا حال تقابلی جدی میان شیعیان و اهل سنت دانشکده ندیده ام، اما قرابت خاصی هم چشمم را نگرفته. انگار دیواری نامرئی بین دو طرف هست.
دیروز یکی از سنی های دانشکده مشغول وضو گرفتن بود و به فاصله ی یک متری اش دانشجوی دیگری بود که لابد ادعای شیعه بودن داشت. برادر شیعه مان شروع کرده بود به خواندن یک مداحی؛ که البته شاید بیش تر مدح شیعیان امیرالمؤمنین بود تا مدح حضرت! چندان دقت نکردم تا ابیات را به ذهنم بسپارم؛ ولی مثلا یک جایش خلقت بهشت را هم گویی صدقه ی سر شیعیان می دانست. سواد بحث کلامی کردن را ندارم که بگویم سبب خلق بهشت چه بوده و چه نبوده. این بحث ها باشد برای آنها که سوادش را دارند. اما دو نکته به ذهنم رسید در این باره:
یک) اولاً گفت «آن که یافت می نشود، آنم آرزوست!»... شیعه بودن ادعایی است که خیلی از دهان من و امثال من بزرگتر است. بزرگی فرموده بود به جای این حمد که برای روز عید غدیر وارد شده که «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین...» باید بگوییم «اللهم اجعلنا من المتمسکین...». اگر شیعه سلمان بود، ما چه کاره ایم؟ واقعیت این است که من خودم گاهی وقتی می خواهم دعا کنم که «اللهم اجعلنی من شیعة امیرالمؤمنین»، از بزرگی این دعا و کوچکی خودم شرم می کنم و به این فکر می کنم که خواستن این ـ با توجه به حالم ـ چه قدر درست است و چه قدر پررویی؟!
دو) اثری که خواندن این اشعار بیخ گوش یک سنی دارد چیست؟ اگر امیرالمؤمنین اینجا بودند، این کار را تأیید می کردند یا رد؟ مشکل امروز ما این است که به سنی ها یادآوری کنیم که ما علت خلق بهشتیم؟!

و سخن آخر این که در روایت داریم نماز خواندن پشت سر اهل سنت، مانند نماز خواندن پشت سر رسول الله است. البته استناد به مثل این روایات و برداشت از آنها کار اجتهادی می خواهد؛ اما بعید می دانم او که این شعر را می خواند این کار اجتهادی را کرده باشد و فهمیده باشد الآن نباید به مضمون این روایات پای بند بود!

پ.ن. المتقدم لهم مارق، و المتأخر عنهم زاهق، واللازم لهم لاحق. خوشا به حال این دسته ی سوم. برای امثال من، همین که «لاحق» نیستیم ادل الدلیل است که یا پیش افتاده ایم و یا عقب افتاده؛ یا در بعضی کارها پیش افتاده و در بعضی عقب افتاده...

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 16 دی 1396 ساعت: 19:57
برچسب‌ها :