قبرستان خوابی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

بسم الله


توقع زیادی شاید باشد از برخی مقامات غیر مسئول، که یک شب بروند گوشه گوشه های شهر، ببینند در آن چه می گذرد...

ببینند از پیرزن هفتاد ساله تا دخترک های پنج شش ساله دست فروشی می کنند...

شاید کاری که آن ها در ویلاهایشان دارند، مهم تر از این باشد که عده ای در سرمای استخوان سوز، در قبر می خوابند...

اما روزگار هست و چرخش هایش...

که می داند چه می شود؟ که می داند...

شاید آن ها تا آخرین شب زندگی شان در پر قو بخوابند، ولی چند شب بعد از آن، طبق آن چه متداول است به قبرستان خوابی کشیده می شوند... آن جا دیگر آن ها مقام نیستند؛ مسئولند... کسی هم که می پرسد خداست... و وای از آن شب... شبی که فکر می کنم یک دقیقه اش، بسیار سخت تر می گذرد از همه ی شب هایی که کودکی در سرمای قبرستان خواب نرفت...


پ.ن. چند روزی است خبر قبرستان خوابی برخی افراد، سر و صدا کرده... عده ای به بهانه ی آن به دولت حمله می کنند؛ عده ای لابد این را هم از ارثیه های دولت قبل می دانند؛ عده ای می گویند نتیجه ی تفکرات لیبرالی دولت های قبل تر است؛ عده ای به انقلاب حمله می کنند... یک نفر هم در آمده و در مورد برخی از قبرستان خواب ها گفته این ها معتادان متهاجر هستند... و کاش یک نفر پرسیده باشد این ها اول معتاد شدند بعد به فقر کشیده شدند؛ یا اول فقیر شدند و بعد به اعتیاد هم گرفتار شدند؟ و اگر دومی ست، تقصیر و قصورش بر عهده ی کیست؟

من دوست ندارم وسط دعوا نرخ تعیین کنم و از آب گل آلود ماهی بگیرم... نمی خواهم وسط این فضای احساسی، علیه جریان سیاسی ای که قبولش ندارم موضع بگیرم... به نظرم تحلیل درست، داده ی درست و کامل، و البته انصاف می خواهد...


آسیاب در تلگرام:

https://telegram.me/asiaban57

نویسنده : بازدید : 15 تاريخ : پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 3:55