آقای خاص (در باب انتخابات، چهار)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

بسم الله

زمانی مد نظرم بود مطلبی بنویسم با عنوان "انتخابات گفتمانی، گفتمان انتخاباتی"؛ اما این مطلب نوشته نشد که نشد... تا امروز که انگار قرار است نوشته شود... ان شاء الله مختصر.
یادم هست چند سال قبل رسانه ای به خیال خودش می خواست رفتار سیاسی علامه مصباح را پیش بینی کند. صغری و کبری کرده بود  و دلیل و توجیه و این چیزها که ایشان فلان کار را می کند؛ به این خاطر و با این انگیزه... ولی چیزی که هیچ جای نوشته نبود، این بود که او #تکلیف را چه می داند...
در نظام فکری بعضی ها (البته اگر فکری داشته باشند و آن فکر نظام داشته باشد) بعضی چیزها نمی گنجد. مثلاً فقط این را می فهمند که فرد برای پیروزی (که در منطق آن ها یعنی رأی آوری) چه می کند و چه نمی کند؛ تقریبا بدون هیچ حد و مرز و ضابطه ای... اگر لازم شد خود را فدایی کسی نشان می دهند و اگر نیاز شد، در برابر همو گردن کشی می کنند... بگذریم! بعضی ها بعضی چیزها را نمی فهمند (و این را اصلا به قصد توهین نمی گویم).
برخی رسانه ها از مدت ها قبل شروع کردند به این که اگر فلانی فلان حرف را می زند، قصدش انتخابات است؛ دارد عوام فریبی می کند؛ قصدش تخریب است؛ و از این جور حرف ها... گویی گفتمان این ها صرفاً انتخابات و رأی آوری را می فهمد و نمی توانند بفهمند اگر یک نفر دنبال رأی نیست، چرا باید نقد کند؟ چرا طرح بدهد؟ چرا برود فلان روستا؟ چرا...
این ها نمی دانند ـ یا خودشان را به نادانی زده اند ـ که برخی افراد، گفتمان شان انتخاباتی نیست؛ بلکه دنبال انتخابات گفتمانی هستند... معیار آن ها "من" نیست؛ هر چیز دیگری هم که مضاف الیه اش "من" باشد نیست (مثل جناح من، رفیق من، رئیس من، فدایی من، ...) بلکه "حق" است... و این ها دنبال رشد دادن جامعه و تعالی سیاست جامعه اند؛ فارغ از این که چه کسی آن بالا باشد و رأی بیاورد... فقط او باید در مسیر حق باشد. برخی این را نمی فهمند؛ یا خود را به نادانی می زنند...

پ.ن یک. سعید جلیلی از چهره های نادر سیاست ایران است. یک روز (وقتی برخی ها که انتظارش هم نمی رود نامه می نویسند و برجام را تبریک می گویند) مردانه آن را مو به مو نقد کارشناسی (و نه احساسی) می کند و فحش ها و تمسخرها را به جان می خرد (و بعدها معلوم می شود که او درست گفته یا نه)؛ و یک روز می گوید رذالت است اگر بتوانیم و به دولت کمک نکنیم... و این دو، در منطق او هیچ تعارضی ندارد...
پ.ن دو. حالا بعضی از همان "گفتمان انتخاباتی" ها لابد می نویسند جلیلی نیامد تا شکست نخورد... یا نیامد تا 1400 بیاید... یا از این تحلیل هایی که شایسته است در مورد امثال خودشان نوشته شود؛ نه فردی چون جلیلی. آن ها نمی توانند هضم کنند رفتار این فرد را.
پ.ن سه. سال 92، خیلی از رأیی که جلیلی می توانست بیاورد و نیاورد، به خاطر این بود که فکر می کردند او امتداد احمدی نژاد است. برای دیدن فرق او با احمدی نژاد، دیدن همین روزها کافی است...

آقای جلیلی عزیز، گرچه دوست داشتم باشی اما می دانم نیامدنت بر اساس تکلیفی است که تشخیص داده ای. دست مریزاد مرد... خدا برای بچه انقلابی ها نگه داردت ای نخ تسبیح بچه حزب اللهی ها...

  • مطالب مرتبط
  • در باب آتش به اختیار
  • میان ماه من تا ماه گردون... (درباره ی 2030)
  • شکست (در باب انتخابات؛ چهارده)
  • روحانی و دوگانه ی قمار شکل (در باب انتخابات، سیزده)
  • سدید یا شدید؟ (در باب انتخابات، هشت)
  • رأی جمع کردن چندش آور (در باب انتخابات، نُه)
  • نویسنده : بازدید : 39 تاريخ : شنبه 2 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:24
    برچسب‌ها :