میان ماه من تا ماه گردون... (درباره ی 2030)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

بسم الله

در گروهی با یکی از دوستان درباره ی سند2030 گفت و گو داشتیم.
متن زیر آخرین مطلبی است که آن جا نوشتم؛ شاید بد نباشد این جا هم بیاید.

شما پرسیده اید دین ما کجا با علم مخالفت دارد.
من چیزی را می گویم که شاید بالاتر از علم باشد: عدالت. ما متأسفانه فکر می کنیم علم و عدالت و پیشرفت و... در همه جا یک مفهوم دارد؛ ولی قطعا این طور نیست. این حرفها  شعار سیاسی نیست؛ مباحثی است که بزرگترین متفکرهای ما مطرح می کنند.
یونسکو مثلا می گوید می خواهیم علم را همگانی کنیم. ما هم می گوییم به به! این کار در راستای دین هم هست. ولی نمی دانیم میان علمی که در دین مطرح است با علمی که آنها می گویند، فاصله ی بسیاری است. همین طور عدالت و پیشرفت و...

نکته ی دیگر اینکه مطمئن باشید ـ چه ما متوجه بشویم و چه نه ـ میان «اجزای» یک برنامه، یک فرهنگ، و یک تمدن، ارتباط برقرار است. میان این اجزا با «مبانی» آن برنامه و فرهنگ و تمدن هم ارتباط است. و میان همه ی اینها با «غایت و سمت و سوی» آن برنامه و فرهنگ و تمدن هم ارتباط است. ما شاید متوجه این ارتباط ها نباشیم؛ اما این بی توجهی باعث نمی شود آن ارتباط ها از بین برود.
چه ما بدانیم و چه ندانیم، میان فلسفه ی دکارت و کانت (که چند قرن پیش مرده اند)، با جنگ امریکا و افغانستان ارتباط است؛ با فساد امروز جهان ارتباط است؛ با گرسنگی مردم افریقا ارتباط است؛ با این که نه کانت و نه دکارت آدم های خشن و فاسدی نبوده اند. شاید آدم هایی هم بوده اند که اهل کمک به فقرا بوده اند...
اگر این حرف ها را بپذیریم، یا لااقل احتمال بدهیم این حرفها درست است، دیگر نمی توانیم از این که بعضی الفاظ مشترک بین ما و سازمان ملل و یونسکو و شورای امنیت و ... وجود دارد ذوق زده شویم.

اگر این حرفها را می نویسم به این معنی نیست که این قضایا را فهمیده ام و برایم کاملا روشن است. ولی می دانم مسأله به سادگی آن چه ابتدا به ذهن می آید نیست.

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 2:09
برچسب‌ها :