بسم الله
روزی روزگاری در سرزمینی رئیس xadجمهوری بود که نه روزی که دنبال رأیxad گرفتن از مردم بود با جمله xadهایی مثل «آب و صابون بیاوریم؟» دست و جیغ و هورای خلق xadالله حامی xadاش را در میxad آورد و نه بعد از رأیxad گرفتن، برخی نظرات مخالف را برخاسته از «بیxad سوادی» و «ترسویی ذاتی» میxad دانست و نه گویندگان آنxad ها را حواله به جهنم می xadداد. بگذریم.
این رئیسxad جمهور، بیش از آن xadکه احساساتی شود و احساساتی کند، منطقی حرف می xadزد و سعی میxad کرد سطح منطق و تحلیل مردمش را بالا ببرد. مثلاً زمانی با مشورت و کارِ کارشناسی و تبادل xadنظر با نمایندگان مجلس به نتیجه رسید باید قیمت بنزین را بالا ببرد تا هم کمی جلوی قاچاق را بگیرد و هم فاصله xadی طبقاتی را کم کند و هم مانع نیازمندی به واردات شود. آقای رئیس xadجمهور، که هی دم از حرف مردم نمی xadزد ولی واقعاً آن را مهم می xadدانست، خودش و وزرای نفت و انرژی و صمت و اقتصادش، و هم دو ـ سه نفر از مشاورینش یک ماه قبل از اجرای طرح راه افتادند و هفته xadای به دو دانشگاه مهم کشورشان رفتند و طرحشان را توضیح دادند و کرسی آزاداندیشی مانندی راه انداختند تا حرف دانشجوها و اساتید را بشنوند و آنها هم حرف دولتی xadها را بشنوند. طبیعی بود که وقتی تصمیم دولت ناشی از کارشناسی بود، با توضیحات دقیق رئیس و وزرا، خیلی از ابهامات و اشکالات اساتید و دانشجوها حل شد و البته برخی حرفهای دانشگاهیxad ها هم به دقیقxad تر شدن طرح دولت کمک کرد. رسانه xadها هم اخبار این نشست xadها را پوشش میxad دادند و مردم کف جامعه نیز هم اصل قضیه را فهمیدند و هم محاسن و معایب کار را. برخی موافق بودند و برخی مخالف؛ اما دیگر روز اجرای طرح شوکه نشدند!
دولت قول داده بود که پول حاصل از گرانی بنزین، مستقیماً به جیب مردم بر می xadگردد. یکی از نگرانی xadxadهای مردم این بود که این اتفاق نیفتد... دولت یک سایت اینترنتی راه انداخت که در آن به صورت لحظهxad ای، آمار مبلغ فروش بنزین در سراسر کشور ارائه می xadشد و محل هزینه xadی آنxad ها هم دقیقاً روشن بود. هنوز عدهxad ای شک داشتند؛ اما درصد بالایی از مردم اعتماد نسبی پیدا کردند...
دولت هم در کنار گران کردن و سهمیهxad بندی بنزین، با کمک نیروهای امنیتی و نظامی و قضایی، پدر قاچاقچیxad های سوخت را سوزاند و با سود به دستxad آمده، شروع به ساخت چند پالایشگاه جدید کرد تا هم عدهxad ی زیادب مشغول به کار شوند و هم صادرات قانونی بنزین بالا برود.
و این چنین مردم آن کشور سالxadهای سال با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند!
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمیان