بسم الله
سلام.
این غزل را سال قبل و سال قبل ترش در همین وبلاگ گذاشتم؛ برای بزرگوارانی که آن موقع هم این جا را می خواندند احتمالاً تکراری و شاید ملال آور باشد...
هرچند حال و روز این روزهایم متناسب با گذاشتن این جور مطالب نیست، ولی... شاید حال و روز شما متناسب با خواندن این جور مطالب باشد!
پایان مهمانی به مهمان xadها مبارک
بر خشکه xadی لبخند چوپان xadها مبارک
بر فارس ها، لرها، عرب ها، ترکمن ها
بر ترک و کرد و ـ ایضاً ـ افغان ها مبارک!
از نان خورشتِ ظهرِ کودک xadها نخوردند
عید سعید فطرِ مامانxad ها مبارک!
ماشینxad شان کولر ندارد؛ ماهِ نو بر
رانندگان خوب پیکان xadها مبارک
ماشین آن ها هم ندارد؛ ماه نو بر
رانندگان مَرد نیسان ها مبارک!
یک عده xadای را گشنگی از پای افکند
عید نجاتِ درب و داغانxad ها مبارک!
یک عده هم در گیجی سیگار مُردند
عید سراسر دود بر آنxad ها مبارک!
بگذار خیلی هم نباشد طولِ عرضم
پایان مهمانی به مهمان ها مبارک
یا علی مددی
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمیان